غصه ی ناتمام
دستمو گرفته بودی منو نوازش میکردی
چی از جونم میخوای .
من تمام احساسمو به پات ریختم اما خودت قبول نکردی
من اگه رفتم چون تو گفتی چون دیگه غروری نداشتم که بخوام خوردش کنم
حالا دوباره چی میخوای
مطمئن باش به هدفت رسیدی .
قسم خوردم که دیگه گریه نکنم اما مگه میذاری
غصه ی ناتمام من با تو تمام میشه
آنقدر زنده میمونم تا برگردی چون به خودمو خدای خودم ایمان دارم
یه روزی قدرمو میدونی و برمیگردی
برچسبها: غصه ی ناتمام
